معنای "متخذات اخدان" یا "متخذی اخدان" در قرآن چیست؟ (دوستی های مخفیانه با نا محرم)

الْيَوْمَ أُحِلَّ لَكُمُ الطَّيِّبَاتُ وَطَعَامُ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ حِلٌّ لَّكُمْ وَطَعَامُكُمْ حِلُّ لَّهُمْ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الْمُؤْمِنَاتِ وَالْمُحْصَنَاتُ مِنَ الَّذِينَ أُوتُواْ الْكِتَابَ مِن قَبْلِكُمْ إِذَا آتَيْتُمُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ مُحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَافِحِينَ وَلاَ مُتَّخِذِي أَخْدَانٍ وَمَن يَكْفُرْ بِالإِيمَانِ فَقَدْ حَبِطَ عَمَلُهُ وَهُوَ فِي الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِينَ / مائدة﴿5﴾

وَ اللَّهُ أَعْلَمُ بِإيمانِکُمْ بَعْضُکُمْ مِنْ بَعْضٍ فَانْکِحُوهُنَّ بِإِذْنِ أَهْلِهِنَّ وَ آتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ مُحْصَناتٍ غَيْرَ مُسافِحاتٍ وَ لا مُتَّخِذاتِ أَخْدانٍ فَإِذا أُحْصِنَّ فَإِنْ أَتَيْنَ بِفاحِشَةٍ فَعَلَيْهِنَّ نِصْفُ ما عَلَى الْمُحْصَناتِ مِنَ الْعَذابِ ذلِکَ لِمَنْ خَشِيَ الْعَنَتَ مِنْکُمْ وَ أَنْ تَصْبِرُوا خَيْرٌ لَکُمْ وَ اللَّهُ غَفُورٌ رَحيمٌ/ سوره نساء(25)

قرآن در دو جا یعنی یکی در سوره مائده آیه 5 و دیگری در سوره نساء آیه 25 زنان و مردان را از داشتن روابط دوستانه با جنس مخالف برحذر داشته است و آن را مورد مذمت قرار داده است. آیه 25 سوره نساء به مردان می گوید با دخترانی که روابط دوستی مخفیانه ای با دیگران داشته اند ازدواج نکنید...«فانکحوهن باذن اهلهن و اتوهن اجورهن بالمعروف محصنات غیر مسافحات و لا متخذات اخدان» یعنی آنان را با اجازه خانواده هایشان به همسری خود در آورید و مهرشان را به طور پسندیده به آنان بدهید [به شرط آنکه] پاکدامن باشند و زناکار و دوست گیران پنهانی نباشند.
در آیه 5 سوره مائده نیز به مردان خطاب می کند و می فرماید شما با زنان پاکدامن مسلمان ازدواج کنید و خود نیز پاکدامن باشید نه زناکار و نه آنکه زنان را در پنهانی دوست خود بگیرید «... ولا متخذی اخدان ...»

 

 

 

فردا روز میدان است..

بسم الله الرحمن الرحیم

فردا روز میدان است

میدانی که در آن سپاه متحد ایرانی ، با شکوه تمام اقتدار ، استواری ، آزادی و استقلال و همبستگی خود را بار دیگر به تمام جهانیان یاد آور می شود .

ای میهن پرستان با غیرت ؛ بیایید با حضور خود درراهپیمایی با عظمت 22 بهمن همبستگی خود را برای تمام جهانیان به نمایش بگذاریم و آمادگی خود به همگان اعلام نماییم...

منتظر حضور گرمتان هستیم

 

یوم الله 22 بهمن مبارک

خاطرات حضرت آیت الله خامنه ای از روزهای پیروزی انقلاب اسلامی

خاطرات حضرت آیت الله خامنه ای از روزهای پیروزی انقلاب اسلامی در پاسخ به سوال خبرنگار اطلاعات هفتگی مصاحبه مطبوعاتى درباره دهه فجر 24/10/1362
 
 

در آن روزها ما در يك حالت بُهت بوديم. در حالى كه در همه‌ى فعاليتهاى آن روزها ما طبعاً داخل بوديم. همان‌طور كه مى‌دانيد ما عضو شوراى انقلاب بوديم و يك حضور دائمى تقريباً وجود داشت. لكن يك حالت ناباورى و بهت بر همه‌ى ما حاكم بود. من يك چيزى بگويم كه شايد شما تعجب بكنيد.

من تا مدتى بعد از 22 بهمن هم كه گذشته بود بارها به اين فكر مى‌افتادم كه ما خوابيم يا بيدار. و تلاش مى‌كردم كه از خواب بيدار شوم. يعنى اگر خواب هستم، اين رؤياى طلائى كه بعدش لابد اگر آدم بيدار شود هر چه قدر خواهد بود خيلى ادامه پيدا نكند، اينقدر براى ما شگفت‌آور بود مسأله.
سجده‌ی شكر...
آن ساعتى كه راديو براى اول بار گفت صداى انقلاب اسلامى، يك همچى تعبيرى. من تو ماشين داشتم از يك كارخانه‌اى مى‌آمدم طرف مقرّ امام. يك كارخانه‌اى بود كه عوامل اخلال‌گرِ فرصت‌طلب آن‌جا جمع شده بودند و شلوغى راه انداخته بودند و در بحبوحه‌ى انقلاب كه هنوز شايد بختيار هم بود، آن روزهاى مثلاً شايد هفدهم، هجدهم و مشكلات هنوز در نهايت شدت وجود داشت و هنوز هيچ كار انجام نشده بود اينها به فكر باج‌خواهى و باجگيرى بودند. توى يك كارخانه‌اى راه افتاده بودند، تحريكات درست كرده بودند و اينها، ما رفتيم آن‌جا كه يك مقدارى سروسامان بدهيم. در مراجعت بود كه راديو اعلان كرد كه صداى انقلاب اسلامى. من ماشين را نگه داشتم آمدم پائين روى زمين افتادم و سجده كردم. يعنى اينقدر براى ما غير قابل تصور و غير قابل باور بود. هر لحظه‌اى از آن لحظات يك مسأله داشت، به طورى كه اگر من بخواهم خاطرات ذهنى خودم را در آن مثلاً بيست روزِ حول و حوش انقلاب بيان كنم يقيناً نمى‌توانم همه‌ى آن چه را كه در ذهن و زندگى آن روزِ ما مى‌گذشت را بيان كنم.

ورود امام!
روز ورود امام البته آن روزِ ورود ايشان كه ما از دانشگاه، مى‌دانيد كه متحصن بوديم در دانشگاه ديگر، مى‌رفتيم خدمت امام، توى ماشين من يك وقتى خدمت خود امام هم گفتم همين را. همه خوشحال بودند، مى‌خنديدند، بنده از نگرانىِ بر آنچه كه براى امام ممكن است پيش بيايد بى‌اختيار اشك مى‌ريختم و نمى‌دانستم كه براى امام چى ممكن است پيش بيايد. چون يك تهديدهايى هم وجود داشت.

بعد رفتيم وارد فرودگاه شديم، با آن تفاصيل امام وارد شدند. به مجرد اين‌كه آرامش امام ظاهر شد نگرانيها و اضطراب ما به كلى برطرف شد. يعنى امام با آرامش خودشان به بنده و شايد به خيلى‌هاى ديگر كه نگران بودند، آرامش بخشيدند.

وقتى كه بعد از سالهاى متمادى امام را من زيارت مى‌كردم آن‌جا، ناگهان خستگى اين چند ساله مثل اين‌كه از تن آدم خارج مى‌شد. احساس مى‌شد كه همه‌ى آن آرزوها مجسم شده در وجود امام و با كمال صلابت و با يك تحقق واقعى و پيروزمندانه اين‌جا در مقابل انسان تبلور پيدا كرده.

وقتى كه آمديم وارد شهر شديم از فرودگاه و با آن تفاصيلى كه خب همه‌ى شماها شاهد بوديد و بحمداللَّه هنوز در ذهن همه‌ى مردم شايد آن قضايا زنده است، همان‌طور كه مى‌دانيد امام عصرى از بهشت زهرا رفتند به يك نقطه‌ى نامعلومى و برادرانمان حالا به طور مشخص، آقاى ناطق نورى امام را در حقيقت ربودند و به يك مأمنى بردند كه از احساسات مردم كه مى‌خواستند همه ابراز احساسات بكنند و امام از شب قبلش كه از پاريس حركت كرده بودند تا دم غروب، تقريباً دمادم غروب دائماً در حال فشار كار و حضور بودند و هيچ يك لحظه استراحت نكرده بودند يك مقدارى استراحت بدهند به امام.

امام در مدرسه‌ی رفاه
ما هم پائين بوديم يعنى ما در آن حال، ما رفته بوديم رفاه. مدرسه‌ى رفاه كارهايمان را انجام مى‌داديم. قبل از آنى كه امام وارد بشوند ما نشسته بوديم با برادرانمان و روى برنامه‌ى اقامتگاه امام و ترتيباتى كه بعد از ورود امام بايد انجام بگيرد يك مقدارى مذاكره كرده بوديم، يك برنامه‌ريزيهايى شده بود.

آن روزها يك نشريه‌اى ما درمى‌آورديم كه بعضى از اخبار و مثلاً اينها در آن نشريه چاپ مى‌شد، از همان رفاه اين نشريه بيرون مى‌آمد. يك چند شماره‌اى منتشر شد. البته در دوران تحصن هم يك نشريه‌ى ديگرى آن‌جا راه انداختيم يك دو سه شماره هم آن درآمد.

- عرض كنم كه - من برگشتم آن‌جا و منتظر بوديم لحظه به لحظه كه ببينيم چه خواهد شد. اطلاع پيدا كرديم كه امام رفتند به يك نقطه‌اى كه يك مقدارى آن‌جا استراحت كنند، نماز ظهر و عصرشان را ظاهراً نخوانده بودند نزديك غروب شده بود، نماز ظهر و عصرشان را بخوانند و اينها. آخر شب بود، من داشتم خبرهاى آن روز را تنظيم مى‌كردم كه توى همان نشريه‌اى كه گفتيم چاپ بشود و بيايد بيرون.

ساعت حدود ده شب بود تقريباً، يك وقت ديديم كه از در حياط داخلى [مدرسه‌ى]رفاه - كه از آن كوچهِ باز مى‌شد يك در كوچكى بود - يك صداى همهمه‌اى احساس كردم من و يك چند نفرى آن‌جا سر و صدا كردند و {پيدا شد} معلوم شد كه يك حادثه‌اى واقع شده.

من رفتم از دم پنجره نگاه كردم ديدم بله امام، تنها از در وارد شدند. هيچكس با ايشان نبود. و اين برادرهاى پاسدار، - پاسدار كه يعنى همان كسانى كه آن‌جا بودند - كه ناگهان امام را در مقابل خودشان ديده بودند سر از پا نشناخته مانده بودند كه چه بكنند و دور امام را گرفته بودند، امام هم على‌رغم آن خستگى كه آن روز گذرانده بودند با كمال خوشروئى با اينها صحبت مى‌كردند. اينها هم دست امام را مى‌بوسيدند، البته شايد يك ده پانزده نفر مثلاً مجموعاً بودند، همين‌طور طول حياط را طى كردند رسيدند به پله‌هايى كه به حال طبقه‌ى اول منتهى مى‌شد و آن پله‌ها پهلوى همان اتاقى هم بود كه من توى آن اتاق بودم. من از پنجره آمدم دم در اتاق وارد هال شدم كه امام را از نزديك ببينم. امام وارد شدند. تو هال هم عده‌اى از بچه‌ها بودند اينها هم رفتند طرف امام، دور امام را گرفتند كه دست ايشان را ببوسند.

من هر چى كردم نزديك بشوم دست امام را ببوسم ديدم كه به قدر يك نفر مزاحمت براى امام ايجاد خواهد شد و على‌رغم ميل شديدى كه داشتم بروم خدمت امام دست ايشان را ببوسم، كنار ايستادم و امام از دو مترى من عبور كردند.

من نزديك نرفتم چون ديدم شلوغ است دور و ور ايشان و رفتنِ من هم به اين شلوغى كمك خواهد كرد. عين اين احساس را من توى فرودگاه هم داشتم. توى فرودگاه همه مى‌رفتند طرف امام من هم خيلى دلم مى‌خواست بروم، اما خودم را مانع شدم، بعضى ديگر هم مانع مى‌شدم كه بروند طرف امام كه ايشان را خسته نكنند.

امام آمدند از پله‌ها رفتند بالا و در اين حين پاى پله‌ها در حدود شايد يك سى چهل نفرى، چهل پنجاه نفرى آدم جمع شده بود. رفتند دم پاگرد پله‌ها كه رسيدند كه مى‌خواستند بروند بالا. يكهو برگشتند طرف اين جمعيت و نشستند روى زمين و همه نشستند، يعنى خواستند كه رها نكرده باشند اين علاقه‌مندان و دوستداران خودشان را. يكى از برادران آن‌جا يك مقدارى صحبت كرد و يك خير مقدم حساب نشده‌ى پرهيجانى - چون هيچكس انتظار اين ديدار را نداشت - گفت. بعد هم امام يك چند كلمه‌اى صحبت كردند و رفتند بالا در اتاقى كه برايشان معين شده بود راهنمائى شدند به آن‌جا. و همين‌طور ديگر خاطرات لحظه به لحظه...

22 بهمن سال 1357

 

گرامیداشت دهه فجر

 

بافریاد خروشان الله اکبر مردم بپاخاسته ایران و با انفجار نور ظلمت شاهنشاهی از میان رفت و انقلاب شکوهمند اسلامی پس از تلاش و زحمت به پیروزی رسید . در این روز مردم مسلمان و مبارز ایران با فریاد الله اکبر ضمن حمله به پادگانها و مراکز نظامی و پس از یک سلسه زد و خوردهای شدید خیابانی ، ارتش شاهنشاهی را به زانو در آوردند. در پی این رویداد بزرگ تاریخی مردم رها شده از بند ستم سقوط دیکتاتوری جشن گرفتند. در این روز علاوه بر دستگیری بسیاری از سران سر سپرده ارتش نقاط مهم و حساس کشوراز جمله تسلیحات ارتش ، دومجلس شورای سنا ؛ نخست وزیری ؛ ژاندارمری ؛ شهربانی و سازمان رادیو و تلویزیون به تصرف نیروهای انقلابی در آمد. همچنین جاده تهران – کرج برای جلو گیری از ورود واحد های نظامی به تهران مسدود شد بدین ترتیب رژیم شاهنشاهی در ایران منقرض شد و اولین بار در ایران حکومتی مبنی بر اصول اسلامی به پیروی از ولایت فقیه به دست توانای امام خمینی رهبر کبیر انقلاب اسلامی تأسیس شد

تو آن بزرگ مرد تاریخی

که در کتاب تاریخ سرزمین ما

برگی تازه ورق زدی

و سرنوشتمحو شدهی ایرانی را

از سر نوشتی

با دست هایی پر از بهار

غبار غمی که خاطر ما خسته کرده بود

به یک اشاره بر گرفتی

آمدی و مشق های شب را

با اشارات روشنت خط زدی

و در دفتر یاد بود روزگار

رسم عاشقی را

طرحی دگر زدی

آمدی و دست ها سبز ،

نگاه ها پر از آسمان شدند

لاله های غنچه به عشق تو باز شدند

تو آمدی و ما زنده شدیم

وجود یافتیم

جریان پیدا کردیم

و با توکل و تلاش

نام ایران و انقلاب را بر صخره های سخت حک کردیم

آمدی و سپیده روشن شد

زندگی تازه شد

افق گرم آفتاب پدیدار شد

و ایران و ایرانی،

ایرانی و ایرانی دگر شد

 

سخنان مقام معظم رهبری درباره دهه فجر

سخنان مقام معظم رهبری درباره دهه فجر
* خاطره دهه فجر بزرگترین خاطره ملت ما بعد از ورود اسلام به سرزمین ماست.

*دهه فجر مقطع رهایی ملت ایران است .
*زنده نگه داشتن یاد شهدای انقلاب باعث تداوم حركت انقلاب است .
*دهه فجر آئینه ای است كه خورشید اسلام در آن درخشید و به ما منعكس شد .
*انقلاب اسلامی با اتكاء به قدرت مردم ، آسیب ناپذیر است .
*ملت ما باید قدرت و عظمتی را كه در سایه اسلام و وحدت و مجاهدت به دست آورده حفظ كند .
*وحدت ، كلید موفقیت و رمز پیروزی انقلاب ما بوده است
*خط انقلاب ، خط عظمت اسلام و مسلمین و دفاع از مظلومین و مستضعفین است .
* ما میراث بزرگ امام خمینی (ره ) و همه ارزشها و اصول آن را حفظ خواهیم كرد .
*جمهوری اسلامی متكی به یك ملت مؤمن ، سرافراز ، اصیل و ریشه دار است .
*دهه فجر ، دهه تجدید قوای نیروهای انقلابی و تجدید میثاق ملت با انقلاب است .
*دهه فجر عیدی است كه یك تاریخ سر تا پا ظلم و طغیان را قطع كرد .
*دهه فجر  مظهر شكوه و عظمت و فداكاری ملت ایران است .
*٢٢ بهمن  برای ما روز بازیابی خاطره انقلاب است .
انقلاب و نهضت امام (ره ) برای حاكمیت اسلام بود .
*از ارزشهای انقلاب و دستاوردهای انقلاب باید همه ، زن و مرد و پیر و جوان دفاع كنند .
*پیروزی انقلاب اسلامی در ایران سرآغاز حاكمیت ارزشهای معنوی بوده است .
*نظام جمهوری اسلامی محصول تلاش عظیم اسلامی و فعال شدن آتشفشانی كه پایه های استكبار را به لرزه درآورد.
*وحدت كلمه و حضور خود را در صحنه حفظ كنید و یاد امام و انقلاب را زنده نگه دارید .
* همه موفقیتهای دوران مبارزات و پس از پیروزی مرهون هوشیاری و صبر انقلابی و حضور دائمی شما در صحنه است .
*كشور متعلق به ملت است و ملت با همه وجود از آن و از استقلال و عزت خود دفاع خواهد كرد .
*انقلاب بزرگ ما درمیان همه خصومتها ، راه دشوار خود را با اقتدار و صلابت طی كرد .

 

روز شمار ماه انقلاب

چهارم بهمن 1357: بستن فرود گاه مهر آباد به دستور بختیار برای جلوگیری از وجود امام خمینی (ره) به وطن

دوازدهم بهمن 1357 : بازگشت آمام خمینی (ره) به وطن و استقبال میلیونی از ایشان و آغاز دهه فجر

پانزدهم بهمن 1357 : انتخاب دولت موقت دکتر بازرگان

نوزدهم بهمن 1357 : بیعت پرسنل نیروی هوایی با امام خمینی (ره) و روز نیروی هوایی

بیست و یکم بهمن 1357 : شکسته شدن حکومت نظامی به دستور امام خمینی (ره) با ریختن مردم در خیابانها

بیست و دوم بهمن : پیروزی نهایی انقلاب اسلامی

بیست و سوم بهمن 1357 : تشکیل کمیته های انقلاب اسلامی

انقلاب اصيل ماجلوه اي از نهضت پر عظمت حضرت رسول ا... (ص ) است . امام خميني(ره)

از خون سرخ بهمن سرسبز شد بهاران

اندیشه باور شد، در امتداد باران

بر صخره‏های همّت جوشیده خون غیرت

بانگ سرود و وحدت آید زچشمه ساران

و الفجر بهمن آمد، فصل شکفتن آمد

بر پهندشت باور، خالی است جای یاران

 

دارد زمان آمدنت دیر می شود

دارد زمان آمدنت دير مي شود ...

دارد جوان سينه زنت پير مي شود ...

تقصير گريه هاي غريبانه شماست ...

دنيا غروب جمعه چه دلگير مي شود...

آن اتفاق خوب

یک روز می افتد ؛

آن اتفاق خوب را می گویم ...

من به افتادنی که برخاستن اوست ایمان دارم ؛

هر لحظه ، هر روز ، هر جمعه ... 

السلام علیک یا صاحب الزمان

جملات زیبا گیله مرد

زندگی یعنی همین پرواز ها...

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

زندگی موسیقی گنجشکهاست
زندگی باغ تماشای خداست
زندگی یعنی همین پروازها،
صبح ها،
لبخندها،
آوازها

هفت های هفته

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org
برای "انسان موفق "....

درهفته "هفت امروز" وجوددارد!!!!!

برای "انسان ناموفق"....

"هفت فردا"....

"امروزت" رادرياب!!!!!

طلوع دوباره شرط دارد...

خورشید هر روز یادآور این نکته است

که می شود از اعماق تاریکی دوباره طلوع کرد ...

شرطش داشتن امید است

 

چشم ها را باید شست

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org

من نمی دانم که چرا می گویند:

 اسب حیوان نجیبی است، کبوتر زیباست
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست
گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد
چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید
واژه ها را باید شست
واژه باید خود باد، واژه باید خود باران باشد
چترها را باید بست، زیر باران باید رفت
فکر را، خاطره را، زیر باران باید برد
با همه مردم شهر، زیر باران باید رفت
دوست را، زیر باران باید دید
عشق را، زیر باران باید جست
زیر باران باید بازی کرد
زیر باران باید چیز نوشت، حرف زد، نیلوفر کاشت
زندگی تر شدن پی در پی،

 زندگی آب تنی کردن در حوضچه "اکنون" است
رخت ها را بکنیم ، آب در یک قدمی است

سهراب سپهری

اینجا همان شهریست که چند وقت پیش، استاندارش خواستار لغو مراسم استقبال از شهدا شده بود. اما...

افسران - اینجا همان شهریست که چند وقت پیش، استاندارش خواستار لغو مراسم استقبال از شهدا شده بود.
اما...

قرار شبانه امام زمانی ها...

افسران - قرار شبانه امام زمانی ها...

***:::: چند خط برای چادرم ::::……***

 

 

دختر بچه که بودم مادرم تو را به من هدیه داد، 
با داشتنت حس بزرگ شدن پیدا کرده بودم، 
حس با وقار بودن...
با شخصیت بودن...
احساس می کردم همه به کودکیم احترام می گذارند...
به کودکیم که با تو بزرگ شده بود.
کم کم من بزرگ شدم و تو بزرگ شدی، 
یعنی من با تو بزرگ شدم و تو با من،
شانه به شانه ی هم،
هم قد و هم قامت و من هر روز بیشتر از قبل به داشتن تو افتخار می کردم،
به با تو بودن، 
به همراهی چون تو داشتن، 
به اینکه من دست تو را بگیرم و تو دست من را...

IMG_20160121_185702

امنیت امانت است...

افسران - امنیت امانت است

زندگی یعنی خدا...

 

وفات نگین قم بر همه شیعیان تسلیت باد